وضعيت كلى نظامى مسلمانان در مدينه منوره
وضعيت كلى نظامى مسلمانان در مدينه منوره
الف ـ بـنـاى مـسـجد: پس از آن كه جاى مسجد مدينه از سوى پيامبر(ص ) تعيين شد، بناى آن با خـشـت و سـنـگ آغـاز گـرديـد و آن حـضـرت بـه هـمـراه ياران خود خشت و سنگ به دوش مى كشيد و بـديـنـگـونـه پـيـامـبـر خـدا(ص ) نـيـز در اين كار شركت فرمود. به اين ترتيب بناى مسجد با فـرشـى از شـن و ماسه ، سقفى از شاخه نخل و ستونهايى از تنه درخت خرما به پايان رسيد. بـا سـاخـتـمـان ايـن مـسـجـد در حـقـيـقـت بـنـاى نـخـسـتـيـن پـادگـان اسـلامـى كامل شد.
ب ـ بـرادرى : رسـول خـدا(ص ) مـيان ياران خويش از مهاجران و انصار پيوند برادرى برقرار ساخت تا اينكه در امور زندگى كمك كار يكديگر باشند و همگى در راستاى هدفى يگانه با هم يكى گردند.
پس از آنكه ميان عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ربيع پيوند برادرى برقرار شـد، سـعـد بـه عـبـدالرحـمـن گـفـت : (مـن از هـمـه انـصـار مـالدارتـرم ، بـيـا و مـال مـرا دو نيم كن ؛ و دو زن دارم ، بيا و ببين كدامش را دوست تر مى دارى ، نامش را به من بگو. مـن او را طـلاق مـى دهـم و آنـگـاه كـه عـده اش پايان پذيرفت ، تو با او ازدواج كن .) اين نمونه ايثارى است كه آن پيوند برادرى در پى داشت .
حقوق ناشى از اين پيوند، در تقسيم ميراث ، تا هنگام جنگ بدر بر حقوق خويشاوندى مقدم بود. امـا پـس از آن وضـعـيـت مـسـلمـانـان تـثـبيت شد و ارث بردن از طريق برادرى ملغى گرديد و به صاحبان رحم بازگشت .
ايـن پـيـونـد بـرادرى ، مـسـلمـانـان را بـه وجـودى يـگـانـه مـبـدل سـاخـت كـه مؤ من به يك عقيده بودند، براى يك هدف مى كوشيدند و گوش به فرمان يك فرمانده داشتند
ج ـ پيمانها و قراردادها(: رسول خدا(ص ) با امضاى پيمانى ميان مسلمانان از يك سـو و يـهـود مـديـنـه مـنـوره از سـوى ديـگـر، بـه ايـنان اجازه داد كه در شهر بمانند و بر دين خودباشند و اموالشان نيز از آن خودشان باشد.
در ايـن پـيمان رسول خدا(ص ) ، زندگى اجتماعى ، اقتصادى و نظامى ساكنان مدينه منوره ، اعم از مسلمانان ، مشركان و يهوديان را سر و سامان داد.
ايـن پـيـمـان بـه زندگى اقتصادى مردم سر و سامان داد و تهيدستان در امور زندگى ، پرداخت ديون و اداى سربها و خونبها از كمك توانگران بهره مند گرديدند.
زنـدگـى اجـتـمـاعـى نـيـز بـا ايـن پـيـمـان نـظـام يـافـت ، هـمـسـايـگـان مـلزم بـه رعـايـت احـترام مـتـقـابـل بـا يـكـديـگـر شـدنـد و سـاكـنـان مـديـنـه نـسـبـت بـه قتل و ترور و خيانت امنيت پيدا كردند. هر كسى دين خودش را داشت ، خطاكار، بى آنكه هيچ چيزى بـتـوانـد مـانـع اجـراى كـيـفـر او گـردد، كـيـفـر مـى ديـد و هـيـچ عامل دينى يا غير دينى براى بر هم زدن صفوف مردم وجودنداشت .
دو جـنـبـه اقـتـصـادى و اجـتـمـاعـى ايـن پـيـمـان روشـن و مـفـهـوم اسـت . امـا آنچه براى ما در درجه اول اهميت است جنبه نظامى آن است .
ايـن پـيـمـان بـر فـرمـانـدهى پيامبر(ص ) بر مردم مدينه از مسلمانان و يهود تصريح دارد و او مـرجـع هـمـه امـور اسـت و در اخـتلافهاى ميان شهروندان مدينه قضاوت مى كند؛ و به اين ترتيب پيامبر خدا(ص ) فرمانده كل مدينه منوره مى گردد.
ايـن پيمان همچنين تصريح مى كند كه مردم مدينه در برابر هرگونه تجاوز خارجى بايد كمك يـكـديـگـر بـاشند. به اين ترتيب صفوف مردم مدينه يكپارچه شد و دفاع از مدينه در برابر تجاوز خارجى هدف همگان گرديد.
هـمـچـنـيـن ايـن پـيـمـان بـه صـراحـت اعـلام مـى دارد كـه مـشـركـان مـديـنـه حـق پـنـاه دادن امـوال يـا اشـخاص قريش را ندارند و تا هنگامى كه مسلمانان در جنگ باشند يهوديان در پرداخت هـزيـنـه هـا بـه آنـهـا كـمـك مـى كـنـنـد و بـديـن تـرتـيـب مـسـلمـانان و قريش در آستانه آغاز جنگ قرارگرفتند.
رسـول خـدا(ص ) موفق گرديد كه به وسيله اين پيمان ، مردم مدينه را با وجود اختلاف اديان و خواسته هاى متفاوت و تمايلات گوناگون عليه دشمنانشان متحد سازد.
بـا ايـن معاهده رسول خدا(ص ) همه امكانات موجود را براى گردآوردن نيروهاى خودى در يك جا و زير يك فرماندهى به كار گرفت و آماده دفاع از اسلام گرديد.
آن حـضـرت در ايـن مـدت دست به كار آماده شدن براى جهاد گرديد و هنگامى كه يكپارچه ساختن نيروهايش كامل شد، جهاد را آغاز فرمود.
3 ـ نـتـايج : رسول خدا(ص ) توانست به مدينه پناه ببرد و نيروهايش را در آنجا تمركز دهد و صـفـوف سـاكـنـان آن شهر را، على رغم اختلاف تمايلات ، خواسته ها و اديانش متحد سازد و در راستاى مقابله با تجاوز خارجى و پايان دادن به اختلافهاى داخلى ، آنان را به جامعه اى واحد تبديل كند.
گرچه تنها سپاه مورد اعتماد رسول خدا(ص ) ـ با وجود كمى تعدادشان ـ مسلمانان بودند، اما آن حضرت توانست عقيده اى را در آنان پديد بياورد كه از صميم قلب بدان ايمان داشته باشند؛ و هـدفـهـايـى چـنـان روشـن را بـراى آنـان تـرسـيـم بـفـرمـايـد كـه در راه رسـيـدن بـه آنـهـا از بذل مال و جان دريغ نورزند.
هـدف مـسـلمـانان دفاع از اسلام و تلاش براى حمايت از آزادى گسترش آن بود و در اين راستا از بذل همه دار و ندارشان دريغ نمى ورزيدند.
تـا ايـن هـنـگام رسول خدا(ص ) سپاهى فراهم ساخت كه هدفى يگانه ، آنان را گردهم مى آورد، تنها از يك فرمانده دستور مى گرفتند و بر يك پايگاه امن تكيه داشتند. به اين ترتيب ـ على رغم شمار اندك مسلمانان ـ همه وسايل موفقيت آنان در صورت بروز جنگ آماده گرديد.