تبليغاتX
پيامبر اعظم - نسبت پارتى بازى به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله

 

ائمه ششگانه حديث از عبداللَّه بن زبير در كتابهاى خود روايتى آورده‏اند كه وى مى‏گفت زبير با مردى از انصار براى آبيارى زمينشان در مورد آبراهه‏اى كه رد زمين سنگلاخ سوخته‏اى قرار داشت و به سوى زمين زراعتى سرازير مى‏گشت دچار نزاع و درگيرى شدند. و براى فصل خصومت و نزاع حضور نبى اكرم رفتند آن حضرت فرمود اى زبير تو نخلستان خود را آبيارى كن آنگاه بند آبراه را بگشا و آب را به سوى نخلستان همسايه ات به جريان انداز مرد انصارى به نبى اكرم اعتراض نموده و عرض كرد از آنجا كه زبير پسر عمه تو است حكم را به نفع او صادر كردى رنگ چهره آن حضرت از اين سخن بر اثر خشم دگرگون گشت...
    زيبر مى‏گفت من تصور نمى‏كنم كه آيه زير جز درباره همين قضيه در مورد قضيه ديگرى نازل شده باشد و آن اين آيه است: فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فى أنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً (4نساء/65) چنين نيست و سوگند به پروردگارت كه ايمان نياورده‏اند مگر آنكه در اختلافى كه دارند تو را داور كنند، آنگاه در آنچه داورى كردى هيچ دلتنگى در خود نيابند و به خوبى [به حكم تو] گردن بگزارند.
    جريان چنين نيست كه شما تصور مى‏كنيد كه آنان حتى با رفع خصومت بسوى طاغوت ايمان آوردند سوگند به پروردگارت ايمان نمى‏آوردند تا تو را در خصومت كه ميان آنهاپديد آمده حكم و ماكم قرار دهند آنگاه در دلهاى خودشكايت و ناراحتى از انچه گفته احساس ننمايند و در برابر تو تسليم گردند و حكمت راگردن نهند

نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 14:10 | لينک ثابت |