تبليغاتX
پيامبر اعظم - نحوه قرائت و اقراء پيامبر اكرم (ص)

 

-1) صوت نيكو

مطابق روايتي از امام باقر (ع) كه در تفسير عياشي آمده است ، پيامبر اكرم نيكوترين صوت را در قرائت قرآن داشته است: « إنَّ رسول الله كان احسن الناس صوتاً بالقرآن » . در روايتي ديگر آمده است: «‌ كان قرائته (ص) مفسَّرةً حرفاً حرفاً » (قرائت پيامبر اكرم (ص) واضح ، حرف به حرف و عاري از هرگونه پيچيدگي و تداخل حروف بوده است). ...



-2) وضوح قرائت

قرائت پيامبر اكرم (ص) خوش صدايي ، وضوح تام و تفكيك كامل حروف و آيه‌ها را با هم داشته است؛ امري كه در بسياري از قرائت‌هاي رايج امروز ، ديده نمي‌شود.

در روايتي زيبا ، كه نسابي آن را نقل كرده است ، تصويري عيني از نمونه اقراي پيامبر اكرم (ص) بر اصحاب ، آمده است:

« عن عقبة بن عامر قال كنت أمشي مع رسول الله (ص) فقال: يا عقبة قل ، قلت: ماذا أقول؟ فسكت عني ثم قال: يا عقبه قل قلت: ماذا أقول يا رسول الله ؟ فسكت عني فقلت: اللهم أورده عليَّ‌ ، فقال: يا عقبة قل ، ماذا أقول؟ فقال: قل اعوذ برب الفلق ... فقرأتها حتي أتيت علي آخرها ثم قال: قل ، قلت: ماذا اقول يا رسول الله ؟ قال : اعوذ برب الناس ... فقرأتها حتي أتيت علي آخرها»: چه بگويم؟ حضرت سكوت كرد. گفتم:« خدايا سخن حضرت را به من بازگردان » ، فرمود: اي عقبه! بگو! گفتم چه بگويم؟ فرمود: قل اعوذ برب الفلق ... من آن را خواندم تا به آخر آن رسيدم ؛ سپس فرمود: اي عقبه! بگو! گفتم: چه بگويم؟ فرمود:‌ قل اعوذ برب الناس ... من آنگاه آن را تا پايان خواندم).

يكي از نكته‌هاي اين روايت ، آن است كه حضرت از هر فرصت مقتضي براي تشكيل كلاس درس و آماده‌سازي ذهن كسي كه برايش قرآن مي‌خواند ، استفاده مي‌كند. تكرار امر « قل » و پاسخ‌هاي عقبه مبني بر اينكه « چه بگويم » وي را سرا پا گوش مي‌سازد؛ تا به محض جريان يافتن واژه‌ها بر لب‌هاي مبارك حضرت ، آن را يكباره فرا گرفته ، به قلب خويش منتقل سازد.

-3) رعايت وقوف

شناساندن مواضع وقف و تكيه بر رعايت آن ، يكي ديگر از اركان آموزش پيامبر اكرم (ص) بوده است. بعضي اصحاب روايت كرده‌اند: « كنا نتعلم الوقوف كما نتعلم القرآن: ( همانگونه كه قرآن را فرا مي‌گرفتيم ، وقف‌ها را نيز مي‌آموختيم).

امام اميرالمؤمنين(ع) حفظ وقوق را يكي از اركان ترتيل مي‌دانستند؛ چنانكه فرمودند:« الترتيل تجويد الحروف و حفظ الوقوف» ( ترتيل ، نيكو ادا كردن حروف و رعايت وقفهاست).

يكي از دقت‌هاي رسول اكرم (ص) وقف بر پايان هر آيه بوده است. در تفسير مجمع البيان ، ذيل سوره « قل هو الله » آمده است، پيامبر در پايان هر آيه از اين سوره وقف مي‌فرمودند. اين مسأله در روايتي ديگر از « ام سلمه » داراي شمولي بيشتر است: « كان النبي (ص) يقطع قرائته آية آية» ( پيامبر (ص) قرائت خويش را به صورت آيه آيه ، تقطيع مي‌كردند).

-2) اقراء كوثري

آنچه در روش آموزش پيامبر اكرم (ص) به چشم نمي‌خورد ، «‌ اقراء تكاثري » است و آنچه اهميت دارد ، « اقراء كوثري » است؛ يعني اقرايي كه خير كثير به همراه آورد ، نه ظاهري چشمگير. شيخ صدوق در روايتي آورده است كه مردي نزد پيامبر اكرم (ص) رفت تا وي را قرآن بياموزد. حضرت شروع به خواندن قرآن كرد تا به اين سخن خداي تعالي رسيد كه :« فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره و من يعمل مثقال ذرة شراً يره ». مرد گفت : همين مرا كافي است؛ آنگاه برخاست و رفت. پيامبر فرمود: اين مرد رفت در حالي كه فقيه گرديده بود. پيامبر (ص) در مقام سخن گفتن از تأثيراقراء و كوثري بودن آن ، از همين ميزان اثرپذيري ، تعبير به فقاهت و فهم دين كرده‌اند.

روايتي ديگر از ابن مسعود و ابي بن كعب ، شيوه تعليم رسول اكرم (ص) را اينچنين بيان مي كند:« إن رسول الله (ص) كان يقرؤهم العشر فلايجاوزونها حتي يعلموا ما فيها من العلم فيعلمهم القرآن و العمل جميعاً» . ( رسول خدا (ص) بر اصحاب‌ ، ده آيه را مي‌خواند و آنان از آن ده آيه نمي‌گذشتند؛ تا آنچه از آگاهي در آن وجود داشت ، دريابند ، به اين ترتيب ، پيامبر به ايشان قرآن و عمل را با هم تعليم مي‌داد.)

اولين نكته‌اي كه از اين حديث استفاده مي‌شود ، تقدم كيفيت بر كميت و دوري از انباشتن آيه‌ها و سوره‌ها بر روي يكديگر است. تحذير امت از انبوه كاري و روي هم انباشتن بدون تدبر آيات در دستورها و ارشادهاي پيامبر (ص) نسبت به قرائت قرآن در نماز نيز ديده مي‌شود؛ ابوسعيد خدري از پيامبر (ص) روايت كرده است: « أمرنا رسول الله أن نقرأ فاتحة الكتاب و ما تيسر» رسول اكرم (ص) ما را به خواندن سوره « فاتحه الكتاب » و خواندن سوره‌اي كوتاه به دنبال آن امر كرد. تأكيد حضرت در مورد نماز به جهت دوري از تحميل بيش از حد و جلوگيري از پديد آمدن ادبار نستب به قرآن ، مورد تأكيد قرار گرفته است.

 

اين در حالي است كه بنا برچند روايت كه « ابن شبة » در « تاريخ المدينة المنورة » نقل كرده است ، عثمان شبها يك ركعت نماز مي‌خوانده و قرآن را در آن ختم مي‌كرده است منظور ما در اينجا ، بررسي صحت و سقم سند اين روايت نيست؛ تنها به ذكر اين نكته اكتفا مي‌شود كه حتي اگر چنين كاري عملاً نيز مقدور باشد و فاصله چند ساعت ميان نماز عشا و نماز صبح ، براي چنين كاري كفاف دهد ، دست كم تلاوتي واضح و مطلوب صورت نخواهد گرفت؛ به همين دليل ، چنين اموري هرگز در كلام و ارشادهاي معصومين (ع) ديده نمي‌شود و چنين توصيه‌هايي از سوي آنان ، صادر نشده است و اينگونه امور مورد تشويق قرار گرفته است ، تجهد با كيفيتي مخصوص است كه در كتب متعدد وارد شده است؛ يعني هشت ركعت نماز شب ، دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر كه در مجموع يازده ركعت مي‌شود و ركوع و سجود پياپي درميان آن بنده را وادار مي‌سازد ، پس از خواندن چند آيه در برابر پروردگارش به خاك درافتد و بر پاكي او وعظمت كتابش ، گواهي دهد.

بنا بر فتواي علماي شيعه ، دست كم در چهار موضع قرآن كريم ، سجده واجب است و كساني كه با شنيدن آيات الهي سجده نمي‌كنند ، در آيات متعدد ديگري مورد توبيخ و ملامت قرار گرفته‌اند:« فما لهم لايؤمنون و إذا قريءَ عليهم القرآن لايسجدون» [انشاقق 20 و 21]( آنان را چه شده كه ايمان نمي‌آورند وچون قرآن بر آنان قرائت شود ، سر به خاك نمي‌سايند).

از سوي ديگر ، كساني كه با شنيدن آيات الهي ، سر به سجده فرود مي‌آورند و يا به تعبير ديگر ، آيات الهي را به خاك مي‌افكند ، مورد تقدير قرار گرفته‌اند: « إذا تتلي عليهم آيات الرحمن خروا سجداً و بكياً » [مريم 58]( چون آيات ( خداي ) بخشنده بر آنان تلاوت شود ، به خاك و گريه مي‌افتند).

در روايات ، احاديث متعددي از اين دست ملاحظه مي‌شود كه:« من قرأ القرآن في أقل من ثلاث لم يفقهه» ( هر كه قرآن را در كمتر از سه روز بخواند ، آنرا فهم نمي‌كند).

اصحاب ، همزمان با نزول تدريجي قرآن و به فراخور حال خود ، آيه‌ها و سوره‌هاي پراكنده را با واسطه‌ و يا بي واسطه‌ ، از لسان مبارك بزرگ معلم قرآن و به صورت سمعي ، فرا مي‌گرفتند.

چه بسا فردي از صحابه تازه مسلمان يك يا چند سوره مي دانست و صحابي ديگر كه سابقه بيشتري در اسلام داشت ، دهها سوره. براي هر يك از اين دو ، همان ميزاني كه فرا گرفته بودند و آن را بدون هيچگونه عارضه و مشكلي قرائت مي‌كردند ، « قرآن» محسوب مي‌شد و عبارت پاياني آن ، موضع ختم ايشان تلقي مي‌گشت.

پيامبر اكرم (ص) در شيوه آموزش از يكسو ، بر اين اصل تأكيد مي‌كرد كه « قرآن » محسوب مي‌شد و عبارت پاياني آن ، موضع ختم ايشان تلقي مي‌گشت.

پيامبر اكرم (ص) در شيوه آموزش از يكسو ، بر اين اصل تأكيد مي‌كرد كه « قرآن » هر كس به همان ميزاني است كه بر او قراء شده و او آن را فراگرفته است؛ لذا قرآن آموز را از انبوه ‌كاري و انباشت تكاثري باز مي‌داشت تا بقيه سوره‌ها را نيز به همان شيوه اصولي و صحيح اقراء از جناب ايشان يا ديگران فرا گيرد و از سوي ديگر ، بر تكرار مستمر ميزان فراگرفته شده، به منظور تثبيت آن در قلب قرآن آموز ، تاكيد مي‌ورزيد: سئل رسول الله (ص) أيُ الناس خير؟ قال:« الحال المرتحل ، أيْ الفاتح الخاتم الذي يفتح القرآن و يختمه فله عندالله دعوة مستجابة»‌ ( از پيامبر (ص) سؤال شد: بهترين مردم چه كسي است ؟ فرمود: حال مرتحل ؛ يعني كسي كه پياپي قرآن را به قرائت آغاز مي‌كند و آن را به پايان مي‌برد. دعاي چنين كسي نزد خدا مستجاب است.

-2) « تيسير» در تعليم قرآن كريم

آنچه گذشت ، نمونه‌هايي از تيسير و تسهيلي بود كه كار رسول خدا (ص) ، به عنوان معلم قرآن ، وجود داشت. موضوع «تيسير» و « تيسر » در قرائت و حفظ قرآن كريم ، محدود به عوامل مذكور نمي‌شود؛ بلكه دامنه آن بسيار وسيعتر از اين موارد است.

بسياري از سخت‌ گيريهايي كه امروزه ، در باب تعليم قرآن كريم به چشم مي‌خورد ، در زمان پيامبر اكرم (ص) بر « إقراي» قرآن و شيوه اصحاب ، بر « استقراء »‌ و تكرار آيات ، استوار بود. و هر كس از سياه و سفيد و عرب و عجم ، بر حسب وسع و تواناييي خود‌ ، به فراگيري قرآن مي‌پرداخت و سعي آنان نيز نزد پيامبر اكرم (ص) همواره مشكور بود.

سيره پيامبر اكرم (ص) تشويق حكيمانه و خردمندانه مشتاقانه كلام وحي بود. ايشان هيچگاه به سخت‌گيريها و نكته ‌سنجي‌هاي تجويدي نمي‌پرداختند و از تشويق‌هاي غير معقول نيز كه گاه گروهي معدود را در اوج قهرماني قرار مي‌دهد و ديگران را ولو به طور غير مستقيم ، در مرتبه‌اي پايين‌تر مي‌نشاند و آنها را فاقد كار‌آيي و هنرنمايي درعرصه قرائت قرآن نشان مي‌دهد، پرهيز مي‌كردند. در حديثي از ايشان آمده است: « إن الرجل الأعجمي ليقرأالقرآن بعجميته فترفعه الملائكة علي عربية» ( مرد غير عرب از امت من ، قرآن را به زبان غير عربي مي‌خواند ؛‌ آنگاه ملائكه آن را به همان صورت عربي خالص ، بالا مي‌بردند).

نوشته شده توسط مهدي در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 12:18 | لينک ثابت |