پيامبر اکرم(ص) و چند همسری
یکی از مسلّمات تاريخی که روايات متواتر و قطعی بلکه آيات بر آن گواهی میدهد، ازدواجهای متعدد پيامبر(ص) است. با پذيرش اين حقيقت مسلّم تاريخی، پرسش اساسی و مهم در باره فلسفه اين ازدواجهاست. اين که سرّ تعدّد زوجات نبی اعظم چيست، پرسشی است که از سالها پيش مورد توجه عدهای از مورخان و انديشه وران قرار گرفته است، حتی عده ای از مستشرقان با نشانه گرفتن انگشت اتهام به ساحت مقدس رسول خدا، سرّ ازدواجها را در علاقه و ميل شديد جنسی و غريزه شهوترانی و کامجويی جستجو کرد اند.
مقاله به دنبال آن است که بررسی عالمانه و منصفانهای در اين مسئله مهم تاريخی کند و ابعاد گوناگون آن را در سيره نبی گرامی اسلام تحقيق نمايد.
پيش از بررسی اين پرسش مهم، توجه به دو نکته مهم لازم است.
نکته اوّل: تحقيق اين نوشتار از نگاه ناظر بيرونی و کسی است که بدون هيچ تعلق خاطر درونی و ايمانی، میخواهد راز تعدد ازواج پيامبر(ص) را به شکل منطقی و علمی باز گويد.
البته کسی که از نگاه ناظر درونی به اين حقيقت نظر افکند و ايمان به حقيقت معنوی و مقام عصمت داشته باشد، نيز سيره و رفتار و گفتار او را وحی الهی بداند (و ما ينطق عن الهوی ان هو الاّ وحی يوحی، نجم، آيه 4 ـ 3) او را دارای خلق عظيم میيابد (انّک لعلی خُلُق عظيم.) (قلم، آيه 4) نيز بهرهمند به موهبت شرح صدر (الم نشرح لک صدرک، انشراح، آيه 1)، و در يک جمله برای فردی که به مقامات الهی و ولايی پيامبر آگاه است، روشن است تعدد همسران ايشان مثل ساير تصميمات و رفتارها که در سيره حضرت روشن است، ناشی از حقايقی سراسر حکيمانه و همخوان با اخلاق والای الهی و کرامت انسانی است؛ اگر چه به طور موردی و جداگانه به دنبال يافتن پاسخ نرفته باشد و راز آن را از سينه تاريخ جستجو کرده باشد.
در اين نوشتار با ايمان به آن حقايق و پذيرش همه آنها، از نگاه ناظر بيرونی میخواهيم با تحليلی تاريخی و با تکيه بر متون سيره و روايات، راز تعدد ازواج پيامبر(ص) گشوده شود تا هم پاسخی به اتهام باشد و هم درسی برای پيروان آن الگوی راستين؛ آنان که میخواهند با شاگردی در مکتب رسول خدا(ص) و خوشهچينی از سيره نورانی او، درس زندگی والای انسانی و تشکيل خانوادهای اسلامی و پديد آوردن نهادی سراسر فضيلت و کرامت و اخلاقی را بياموزند.
نکته دوم: اگر چه شايد بتوان با تحليل فشرده و گذرا، گوشههايی از فلسفه ازدواجهای پيامبر(ص) را به دست آورد ولی به نظر میرسد برای رسيدن به حقيقت، لازم است فهرستی اگر چه فشرده از ازدواجهای حضرت، ويژگیهای هر يک، شرايط و وضع زمانی و مکانی، ارائه شود، تا راز هر يک از ازدواجها مشخص شود. در اين صورت میتوان به جمعبندی صحيح و منطقی از چند همسری پيامبر پرداخت.
1. خديجه بنت خويلد (68 ـ 3ق.ه··· )
نخستين همسر پيامبر(ص) که پانزده سال پيش از بعثت و در 25 سالگی با او ازدواج کرده، خديجه بنت خويلد است.
خديجه زن ثروتمند و سرشناس قريش که خواستگاران فراوانی از مردان ثروتمند و بانفوذ قريش را ردّ کرده بود، وقتی از «ميسره» غلام خويش، داستانهايی شگفت در باره محمد امين در سفر تجاری به شام و گفته های راهب در باره او شنيد، نيز قضايای ديگری در عظمت شأن آن بزرگوار دريافت، مجموعهای از علل موجب شد خديجه به ازدواج با حضرت تمايل پيدا کند و با اينکه مرسوم است و در آن زمان نيز چنين بود که پيشنهاد ازدواج از طرف مرد مطرح میشود، بر خلاف متعارف، خواستگاری از سوی زن عنوان گرديد.
از سوی ديگر با توجه به فقر يتيم ابوطالب و ثروت و موقعيت اجتماعی خديجه، انگيزه مادی در پيشنهاد ازدواج، ديده نمیشود. خديجه پيش از اين ازدواج به گفته مشهور مورخان دو شوهر ديگر که فوت شده بودند، داشته، در زمان ازدواج با رسول خدا حدود 40 سال داشته است. اين ازدواج که 15 سال پيش از بعثت اتفاق افتاد، پس از بعثت رنگ و بويی ديگر يافت. خديجه نخستين زنی بود که به رسالت او ايمان آورد و ثروت خويش را در راه نشر و ترويج پيام آسمانی اسلام در طبق اخلاص قرار داد. اين ازدواج تا سال دهم بعثت يعنی يک ربع قرن ادامه يافت و گل سرسبد آفرينش و بزرگ زنان عالم، محصول اين ازدواج خجسته و مبارک بود.
پيامبر(ص) تا خديجه در قيد حيات بود يعنی تا پنجاه سالگی، ازدواج ديگری نداشته است. سه سال پيش از هجرت خديجه وفات يافت. پيامبر سال رحلت خديجه(س) و ابوطالب(ع) را که هر دو در يک زمان اتفاق افتاده بود، «عامالحزن» (= سال اندوه) ناميد! پس از رحلت خديجه تا آخر عمر همواره به ياد وی بود و از منزلت و شئون او برای ديگر همسران خود سخن میگفت، تا آنجا که برخی از همسران حضرت با آنکه خديجه وفات يافته بود، نسبت به او حسادت میورزيدند.
نکات مهم در ازدواج با خديجه
آنچه از قصه ازدواج پيامبر(ص) با خديجه کبرا(س) قابل برداشت است، آنکه:
أ) ازدواج با خديجه به پيشنهاد او و بر اثر باخبر شدن از کمالات معنوی و اخلاقی حضرت بوده است.
ب) تا زمانی که خديجه در قيد حيات بود و مدتی پس از آن پيامبر(ص) ازدواج ديگری نداشت.
پ) خديجه بانويی فداکار و مؤمن بوده که نخستين زن مسلمان به شمار میرود و در راه اسلام از تمامی سرمايه و آبروی خويش گذشت.
ت) طبق نظر مشهور مورخان حدود 15 سال، خديجه از پيامبر مسنّتر، و زن بيوهای بود که پيش از آن ازدواج کرده بود اگر چه برخی مورخان خديجه را «عذراء» (دوشيزه و باکره) دانسته، سنّ او را هنگام ازدواج کمتر از نظر مشهور شمردهاند.
به هر حال با عنايت به چهار نکته بالا، چه تابلويی میتوان از سيمای پيامبر در باب ازدواج و همسرداری ترسيم کرد؟ آيا کسی میتواند با اين ويژگیها، حضرت را متهم به شهوترانی و هوسبازی کند؟ در حالی که اوج جوانی خويش و زمانی را که از مسئوليتهای رسالت و وظايف ناشی از آن، آسوده بوده، با همسری مسنتر از خود و بيوه سپری کرده است؟! همچنين تا فراتر از پنجاه سالگی (که پايان جوانی و غرايز ناشی از آن است) تنها همين يک ازدواج (که سراسر آن را انگيزههای الهی و معنوی و ارزشهای والای انسانی و اخلاقی پُر کرده است و کرامت در آن موج میزند) در کارنامه او ثبت شده است؟!
قريب به اتفاق ديگر ازدواجهای حضرت، مربوط به دهه آخر عمر ايشان و عصر گسترش اسلام و تأسيس حکومت اسلامی و چند برابر شدن مسئوليتهای اجتماعی و دوران جنگ و جهاد و مبارزه همهجانبه است.
2. سَوْدة بنت زمعة (م54ه··· )
پس از درگذشت ابوطالب و خديجه و تحمل مصيبتهاو مشکلاتی که پيامبر از ناحيه مشرکان ديد، همچنين تنهايی از سوی ديگر و جهت اداره و سرپرستی خانواده و فرزندانی که خديجه(س) کفالت و سرپرستی آنها را بر عهده داشت، از سوی سوم، با آنها مواجه بودند، مسلمانان در انديشه کاهش دردها و آلام ايشان برآمدند. خوله بنت حکيم در اين باره با حضرت به گفتگو نشست و برای ازدواج، سوده دختر زمعه را پيشنهاد کرد.
سوده زنی مسنّ، لاغراندام، بلندقامت، بيوه، و دارای اولاد فراوان از شوهر پيشين خود بود، افزون بر اين بهرهای از جمال در او نبود، از اينرو کسی حاضر به ازدواج با وی نبود. شوهر پيشين وی «سکران بنعمرو» بود.
اين زن و شوهر در آغاز دعوت رسول خدا، اسلام آوردند اما به سبب شدت آزار و اذيت مشرکان مکه، به دستور پيامبر(ص) به حبشه مهاجرت کردند. پس از مدتی، اين زن و مرد مهاجر مؤمن به مکه بازگشتند و شوهر بر اثر بيماری به بستر مرگ افتاد و درگذشت، در حالی که همسر فداکار او «سوده» تنها ميان انبوهی از دشمنان قرار داشت که مسلمانان را با قتل و شکنجه و اجبار بر کفر، آزار و اذيت میکردند. وی پنج يا شش فرزند يتيم داشت.
مورخان سوده را «مهاجرة أرملة؛ بيوه مهاجر» لقب دادهاند. بنابراين ازدواج پيامبر(ص) با سوده به قصد آرامش خاطر و دلجويی وی، نيز حمايت از او در برابر مشکلات و مصيبات فراوانی بود که چون سيل بر او فرو آمده بود، به علاوه تنهايی حضرت و بیسرپرستی خانواده و فرزندانی که در نبود خديجه نيازمند سرپرست بودند.
نکات مهم در ازدواج با سوده
أ) سوده زنی مسنّ، لاغر، بلندقامت، بيوه، دارای فرزندان متعدد و بیبهره از جمال و زيبايی بود.
ب) زنی از مؤمنان اوليه و مهاجر فی سبيل اللّه به حبشه بود. شوهر او نيز مؤمن و مهاجر بود که بر اثر بيماری درگذشت.
پ) ميان انبوهی از دشمنان مشرک مکه قرار داشت که مسلمانان را به مرگ و شکنجه تهديد میکردند.
ت) وقتی ازدواج پيامبر با سوده رخ داد که خديجه از دنيا رفته بود و پيامبر ميان انبوهی از مشکلات از ناحيه دشمنان به سر میبردند و از سوی ديگر تنها بودند و کسی نبود که سرپرستی فرزندان حضرت را بر عهده گيرد.
حال با توجه به اين نکات، میتوان سرّ ازدواج حضرت را با سوده دريافت و اينکه آيا اين ازدواج از سرِ حکمت بوده است يا از سرِ شهوت! نيز اينکه آيا ازدواج برای کمک به يک زن بيوه عيالوار و تنها ميان دشمنان بوده است يا خير!
3. عايشه بنت ابیبکر (9قه··· ـ 58ه··· )
سومين ازدواج پيامبر(ص) به نظر مشهور مورخان، پس از هجرت به مدينه منوره، با عايشه دختر ابیبکر بود. ازدواج حضرت با دوشيزگان، فقط همين ازدواج بوده است، اگر چه از اين ازدواج نيز مانند اکثر ازدواجهای پيامبر(ص) خداوند فرزندی نصيب حضرت نکرد.
ازدواج پيامبر با عايشه در اوايل جوانی و بلوغ او بوده است. در حالی که سن حضرت در آن زمان پنجاه و سه سال يا بيش از آن بوده اما اين مسئله، پديدهای متداول و متعارف ميان اعراب بوده است و امری منکر يا قبيح و زشت شمرده نمیشد. از اينرو در هيچ جای تاريخ نقل نشده است که در آن زمان يا زمانهای ديگر، ميان مسلمانان کسی اين ازدواج را زشت و دون شأن انسان بزرگی چون رسول خدا(ص) برشمرد.
عايشه از زنان مهم و تأثيرگذار در حوادث و تاريخ اسلام در زمان رسول خدا(ص) و همچنين پس از حضرت بوده است، به گونهای که نقش او با نقش هيچ يک از همسران پيامبر قابل مقايسه نيست، بخصوص تأثير او در حوادث مربوط به خلافت، دخالت او در حوادث سياسی و رخدادهای مربوط به خليفه سوم، نقش او در زمان خلافت حضرت امير(ع) به ويژه در جنگ جمل و حوادث پس از آن در زمان معاويه و امامت امام مجتبی(ع)؛ در اين زمينه کتب فراوان نوشته شده است.
از سوی ديگر از نقش او در فقه اهل سنت و روايات فراوانی که از وی نقل گرديده است، نمیتوان گذشت. در متون حديثی، از عايشه بيش از دو هزار و صد و ده حديث نقل گرديده است!
وی در سال پنجاه و هفت هجری در زمان خلافت معاويه از دنيا رفت و در بقيع به خاک سپرده شد. از زمانی که عايشه به بيت رسالت وارد گرديد، حوادث و امور مهمی در آن رخ داد که تأثيری فراوان در اندوه و غمّ رسول خدا(ص) بر جا گذاشت و نقشآفرينی اصلی اين حوادث، عايشه بوده، ريشه اصلی آن حسادتهای وی نسبت به ساير همسران پيامبر خدا بوده است.
وقتی مجموعه اين امور و قضايا را بررسی کنيم و در کنار يکديگر آنها را مشاهده کنيم، شايد بتوان به سرّ و فلسفه اين ازدواج پُر محنت و زحمت پی برد.
4. هند بنت ابیاميه (امسلمه، 28 ق.ه··· ـ62ه··· )
ازدواج با امسلمه به گفته بسياری از مورخان، در سال دوم و به گفته عدهای سال چهارم هجری بوده است. پدر امسلمه بزرگ قومِ بنیمخزوم و ثروتمندترين آنان بود.
«ام سلمه» پيش از اسلام با عبداللّه بنعبدالاسد ازدواج کرد. سپس هر دو مسلمان شدند و به دستور رسول خدا به حبشه هجرت کردند. وقتی به مکه بازگشتند، در پناه ابوطالب از آزار قريش، در امان بودند. سپس به دنبال آمادگی اهالی مدينه برای پذيرش مسلمانان، رهسپار آن ديار شدند، اگر چه بر اثر جلوگيری قريش و مشرکان مکه، به طور جداگانه به مدينه هجرت کردند.
ابوسلمه، شوهر امسلمه (که امير و فرمانده سريه بنیاسد بود) در جنگ مجروح شد و در مدينه به شهادت رسيد. پس از انقضای عدّه امسلمه، ابوبکر و عمر پيشنهاد ازدواج با او را مطرح کردند ولی وی نپذيرفت اما به خواستگاری رسول خدا(ص) پاسخ مثبت داد و به بيت ايشان وارد شد.
زيبايی و جمال امسلمه، موجب حسادت عايشه و حفصه میشد. وی که سالمندترين همسر پيامبر بود، مورد احترام خاص حضرت قرار داشت.
امسلمه پس از وفات رسول خدا به حوادث جاری جامعه بیتوجه نبود و تا آنجا که توان داشت، برای جلوگيری از انحرافات نقش ايفا میکرد. وی خلفا را به خير و همدلی و نيکی سفارش میکرد و به همين منظور به نصيحت عثمان اقدام کرد. در جريان جنگ جمل نيز نامهای به عايشه نوشت و او را از حرکت و بيرون رفتن از خانه نهی نمود. در ايام خلافت معاويه نيز به شدت مانع لعن بر اميرالمؤمنين شد و میگفت: شما خدا و رسول را بر منبرهايتان لعن میکنيد، اگر علی بنابیطالب، يا کسی که وی را دوست دارد، لعن کنيد، گواهم که خدا و رسولش او را دوست دارند!
در تاريخ وفات امسلمه اختلاف است و به نظر عدهای از محققان تاريخنگار، وفات او در زمان خلافت يزيد و پس از حادثه کربلا رخ داده است.
نکات اساسی پيرامون ازدواج با امّسلمه
1. از زنان مهاجر به حبشه و مدينه و جزء مسلمانان اوليه که شوهرش در جنگ به شهادت رسيد.
2. زنی دارای جمال که پيشنهاد ازدواج افرادی سرشناس همچون عمر و ابوبکر را رد کرد.
3. زنی فهيم و با درايت که در حوادث، نقشی مؤثر ايفا کرد و در طرفداری از اهل بيت(ع) شهره است.
4. مسنترين همسر رسول خدا که تا حادثه کربلا در قيد حيات بود.
5. حفصه دختر عمر بنالخطّاب (18ق.ه··· ـ 45ه··· )
از ديگر ازدواجهای پيامبر که در مدينه و در سال دوم يا سوم هجرت به وقوع پيوست، ازدواج با حفصه دختر خليفه دوم، عمر بن الخطاب است. حفصه پيش از آن، با خُنَيس بنحذافة السهمی در مکه ازدواج کرده بود و با او از مکه به مدينه مهاجرت نمود.
خنيس در جنگ بدر شرکت جست و به گفته مورخان در آن جنگ يا احد مجروح جنگی شد و بر اثر جراحات وارده در مدينه به شهادت رسيد. پس از پايان رسيدن عدّه حفصه، براساس آنچه ميان اعراب متعارف بود، عمر بنالخطاب پدر حفصه، برای کاستن از اندوه دختر خويش، به سراغ ابوبکر و عثمان رفت و با آنها پيشنهاد ازدواج با دختر بيوه خود را مطرح کرد، در حالی که پاسخ هر دو نفر منفی بود. به دنبال اين حادثه پيامبر اکرم(ص) آمادگی خويش را برای ازدواج با حفصه اعلام کرد.
حفصه و عايشه از زنانی هستند که بر اثر غيرت زنانگی و حسادتهای خاص، موجب برخی از مشکلات در بيت رسول اللّه(ص) شده، بر اندوه و غمّهای حضرت افزوده اند! با اين وجود پيامبر بر نگهداری و طلاق ندادن آنها تأکيد کرد، اگر چه به طور کلی طبق آيات قرآن کريم آنان را ميان جدايی يا زندگی با حضرت مخير کرده بود.
حفصه افشای سرّ کرد، با اين حال پيامبر با خُلق کريم خويش او را رها نکرد. با اينکه او را يک بار طلاق داد ولی دوباره به او رجوع کرد. عمر، خطاب به دختر خويش در زمانی که برای بار دوم پيامبر خواست او را طلاق دهد، گفت: پيامبر يک بار تو را طلاق داد، اما به خاطر من به تو رجوع کرد.
حفصه در سال 45 هجری بدرود حيات گفت و در بقيع به خاک سپرده شد.
نکات مهم پيرامون ازدواج با حفصه
1. بيوهای بود که شوهر خود را بر اثر جراحت جنگی در جنگ بدر يا احد از دست داده و از قبيله قريش است.
2. پدر او، خليفه دوم، پس از مرگ شوهر اوّل، ازدواج ابوبکر يا عثمان را با دختر خويش در ميان میگذارد ولی نمیپذيرند.
3. پيامبر(ص) پس از اين حادثه، با حفصه ازدواج میکند، اگر چه از او صاحب فرزند نمیشود. نيز به رغم مشکلات فراوان اجتماعی و امور مربوط به اسلام و اداره مسلمانان که پيامبر در آغاز هجرت داشتند و با وجود دردسرهايی که حفصه با اتفاق عايشه در بيت نبوی ايجاد کرد، پيامبر اخلاق نيکو و عظيم خويش را بر همگان آشکار کرد و اگر چه او را يک بار طلاق داد، ولی دوباره او را پذيرفت.
با توجه به ويژگیهايی که برای عايشه و حفصه برشمردهاند، میتوان سرّ ازدواج رسول خدا(ص) با آنها و درسهايی را که خانوادههای مسلمان از اين قبيل ازدواجها میتوانند بگيرند، دريافت، همچنين به عظمت مکارم اخلاقی، رسول اکرم(ص) پی بُرد. به رغم تمامی مشکلات بيرونی و جنگها و مسائل سياسی خارجی و با وجود مشکلاتی که اين دو زن ميان همسران فراهم میآورند، پيامبر لغزشهای آنها را ناديده میگيرد و آنها را از خود نمیراند.
6. زينب بنت خزيمه (م4ه··· )
به گفته مورخان در سال سوم هجری پيامبر(ص) با زينب دختر خزيمه هلالی قرشی ازدواج کرد. زينب پيش از اسلام در مکه به دنيا آمد و در زمان جاهليت به امّال مساکين شهرت يافت. وی پيش از ازدواج با رسول خدا(ص)، ازدواج کرده بود. اکثر مورخان شوهر اوّل او را طفيل بن عبدالمطلب دانسته و معتقدند:
پس از مرگ طفيل، عبيدة بنالحارث بن عبدالمطلب او را به همسری برگزيد و پس از غزوه بدر و بر اثر جراحات جنگی به شهادت رسيد.
برخی هم شوهر او را عبداللّه بن جحش، پسر عمه پيامبر دانسته اند که در جنگ احد به شهادت رسيد. به هر حال او زن بيوه و مهاجری بود که همسرش به شهادت رسيد به همين جهت پيامبر با اين زن مؤمن مهاجر و همسر شهيد، ازدواج کرد. اين ازدواج ديری نپاييد و مورخان از دو تا هشت ماه را ذکر کرده اند که زينب با پيامبر اکرم(ص) زندگی کرد و در 30 سالگی به ديار ابديت شتافت. بنابراين زينب بنت خزيمه دومين همسر رسول خدا است که در زمان حيات حضرت رحلت کرد.
نکات اساسی ازدواج با زينب بنت خزيمه
1. زينب امال مساکين در عصر جاهليت و زن مؤمن مهاجر و بيوهای است که شوهرش در راه اسلام به شهادت رسيده، از زنان قريش است.
2. مدت زندگی زينب با پيامبر(ص) بسيار اندک بود و از اين ازدواج فرزندی نصيب پيامبر(ص) نشد.
با توجه به نکات بالا و همدلی و همدردی پيامبر با همسر شهيد، سرّ ازدواج با زينب آشکار میشود.
7. زينب بنت جحش (33ق.ه··· ـ 20ه··· )
وی دخترعمه رسول خدا(ص)، اميمه بنت عبدالمطلب میباشد، که در عصر جاهليت متولد شده و ايمان آورده و به مدينه مهاجرت داشته است. زنی مطلقه است. همسر پيشين او، زيد بنحارثه بود. زيد، غلامی بود که در بازار مکه توسط خديجه خريداری شد و پيامبر(ص) او را آزاد کرد و فرزندخوانده خود قرار داد.
پس از هجرت مسلمانان به مدينه، پيامبر برای اثبات کفو (برابر) بودن مسلمانان با يکديگر، از دخترعمه خويش خواست با زيد ازدواج کند، اگر چه اين پيشنهاد برای زينب (که از زنان هاشمی و با نسب شريف از قريش بود) و برای بستگان او دشوار بود، ولی به فرمان رسول اعظم(ص) تن داد و ازدواج با زيد را که غلامی آزاد شده بود، پذيرفت.
اين ازدواج چندان موفق نبود و اختلافات ميان آنها اوج گرفت و اگر چه پيامبر به زيد فرمان داد که با زينب سازگاری کند ولی در نهايت، حضرت رضايت به جدايی آن دو و طلاق دادند. بدين صورت زينب از زيد جدا گشت. پس از انقضای عدّه طلاق، به رغم انديشه عموم مردم و پندار دوران جاهليت (که پسرخوانده همچون فرزند است، از اينرو پيامبر نمیتواند با همسر مطلقه پسرخوانده خويش ازدواج کند) حضرت برای شکستن اين حرمت عرفی و جاهلی، زينب را به ازدواج خويش در آورد.
پس از انتقال زينب به بيت نبوی، بر اثر حسادتهای عايشه و حفصه، مشکلاتی برای پيامبر فراهم گرديد که سخت دشوار بود اما خلق کريم و عظيم نبوی(ص) بود که برای پديد آوردن جامعهای نمونه و بنيانگذاری تمدن اسلامی، همه مشکلات را به جان میخريد.
از ازدواج با زينب نيز مانند قريب به اتفاق ازدواجهای پيامبر، فرزندی متولد نگشت. زينب را نخستين همسر پيامبر شمردهاند که به حضرت پس از ارتحال ملحق گشته، در سال بيست هجری وفات يافته و در بقيع به خاک سپرده شده است.
نکات اساسی در ازدواج با زينب بنت جحش
1. زينب بنت جحش دخترعمه پيامبر از زنان مؤمن، مهاجر و مطلقه بود.
2. همسر وی زيد بنحارثه فرزندخوانده پيامبر بود و ميان مردم جاهلی ازدواج با همسر فرزندخوانده ممنوع و ناروا شمرده میشد.
3. حسادت برخی از زنان پيامبر نسبت به اين ازدواج و همسر به اوج خود رسيد! اين مسئله که بر مشکلات داخلی پيامبر(ص) باری چند برابر بود، سرچشمه برکات و درسهای فراوان برای امت اسلامی بود.
8. جويريه دختر حارث خزاعيه (... ـ م 56ه··· )
جويريه دختر رئيس قبيله بنیالمصطلق میباشد. پيش از پيامبر با پسرعموی خويش مسافع بنصفوان ازدواج کرده، شوهرش به دست مسلمانان کشته شده بود. پدر جويريه، حارث بنابیضرار، که شوکت مسلمانان را ديده بود، لشکری از قوم خود، بنیالمصطلق برای نبرد با مسلمانان راهی مدينه کرد. در سال پنجم هجری لشکر مسلمانان با گروه بنیالمصطلق در منطقه مُرَيسيع مواجه شده، در اندک زمانی آنها را شکست داده و اسيران زيادی از آنها به دست آورد. ميان اسيران جويريه دختر رئيس قوم بنیالمصطلق هم بود.
جويريه در تقسيم غنايم، سهم «ثابت بنقيس بنشمّاس انصاری» شد. او برای آزادی خويش با بستن عقد مکاتبه خدمت رسول خدا(ص) رسيد و پيامبر علاوه بر اينکه زمينه آزادی او را فراهم کرد، به وی پيشنهاد ازدواج داد و او پذيرفت.
وقتی مسلمانان خبر اين ازدواج را شنيدند، و از خويشاوندی پيامبر با بنیالمصطلق آگاه گشتند، تمام اسيران را آزاد کردند و آنها هم مسلمان شدند، حتی پدر جويريه که جنگ بر ضد مسلمانان را تدارک ديده بود.
پس از ازدواج جويريه و ورود او به خانه پيامبر(ص) گويا عايشه و حفصه نسبت به وی نيز حسادتهايی را بروز میدادند که پيامبر رحمت با خُلق عظيم خويش اين مشکلات را بر خود هموار میکرد.
پس از پيامبر(ص) جويريه از زنانی است که ملازم خانهاش بود و در فتنه قتل عثمان تلاش فراوانی برای جلوگيری از خونريزی مسلمانان به همراه امسلمه به کار برد؛ نيز به نصيحت عايشه پرداخت.
جويرية نخستين همسر پيامبر از غير قبيله قريش است. وی در سال 56 هجری به ديار ابدی شتافت و در بقيع به خاک سپرده شد.
نکات اساسی در ازدواج با جويريه
1. نخستين زنی است که غير مکی میباشد و از قبيله بنیالمصطلق مقيم اطراف مدينه محسوب میشود که شوهر خود را در جنگ از دست داده است و بيوه میباشد.
2. ازدواج او در سال پنجم هجری اتفاق افتاد که از عمر پيامبر حدود 58 سال گذشته، حضرت به شدت مشغول بنيانگذاری تمدن ديرپای اسلامی است.
3. با ازدواج جويريه اسيران بنیالمصطلق از قيد رقيّت رها شده و همگی مسلمان شدند، بدين وسيله آثار فراوان سياسی، اقتصادی، امنيتی و اجتماعی برای نظام اسلامی به ارمغان آمد. اين ازدواج به خوبی از درک و درايت عميق و بينش سياسی حضرت حکايت میکند.
9. ريحانه دختر زيد (م ـ 9ه··· )
ريحانة از زنان يهودی بنی نضير بود که پيشتر با مردی به نام «حَکَم» از بزرگان و اشراف قوم بنی قريظه ازدواج کرده بود. در جريان جنگ بنی قريظه، پس از غزوه خندق اسير شد و پيامبر او را به عنوان سهم خويش از غنايم جنگی برگزيد. آنگاه با وی ازدواج کرد. به گفته مورخان، بر اثر شدت غيرت زنانگی که از خود نشان میداد، پيامبر يک بار او را همچون حفصه طلاق داده، سپس با پشيمانی وی، رجوع کرد.
ريحانه در سال ششم هجری با پيامبر ازدواج کرد و چهار سال در عقد زناشويی حضرت بود، ولی پس از حجةالوداع وقتی پيامبر به مدينه برگشت، او را در بستر بيماری يافت و پس از چند روز به ديار باقی شتافت و در بقيع، به خاک سپرده شد.
نکات اساسی ازدواج با ريحانه
1. زنی بيوه از اشراف يهودی بنی نضير.
2. اسير جنگی که به دست پيامبر آزاد شد و با او ازدواج کرد.
3. همچون حفصه يک بار توسط پيامبر طلاق داده شد، ولی به او رجوع کرد.
4. مانند زينب بنت خزيمه در حيات پيامبر از دنيا رفت.
10. رَمَله بنت ابیسفيان (امّ حبيبه، 25ق.ه··· ـ 44ه··· )
رَمَله دختر ابوسفيان، سردار مشرکان مکه و سردمدار دشمنان پيامبر بود. وی که پيش از بعثت و در عصر جاهليت متولد شده بود، با عبيداللّه بنجحش ازدواج کرد. اين زن و شوهر با دعوت پيامبر(ص) اسلام آوردند و با يکديگر به حبشه مهاجرت کردند ولی شوهر در ديار غربت مرتدّ شد و به آيين مسيحيت گرويد. رَمَله در ديار غربت با انبوهی از مشکلات رو در رو گرديد. از يک سو دشمن (پدر و قبيله او) و هجرت، به سبب ترس از آزار دشمن، از سوی ديگر دوری از وطن و از همه اندوهناکتر، ارتداد شوهر در ديار غربت.
در اين حال پيامبر نامهای برای نجاشی حاکم حبشه فرستاد و از او خواست که رمله را برای ايشان خواستگاری کند؛ بدين وسيله باری گران از اندوههای فراوان امحبيبه با اين بشارت برداشته شد. وقتی ابوسفيان خبر اين وصلت را شنيد، گفت: اين بزرگمرد (پيامبر) را نمیتوان به خاک ساييد!
پس از فتح خيبر، رَمَله به اتفاق جعفر بنابیطالب و ساير مهاجران حبشه، به مدينه آمد و بر بيت پيامبر وارد شد. علاقه رمله به رسول اعظم(ص) تا آن حد بود که فرش پيامبر را از زير پای پدر خويش، رئيس مشرکان مکه، ابوسفيان کشيد.
به دستور الهی پس از پيامبر ملازم بيت خويش بود و در هيچ يک از فتنههای پس از ارتحال حضرت دخالت نکرد تا اينکه در سال 44 هجری درگذشت و در بقيع به خاک سپرده شد.
نکات اساسی ازدواج با امحبيبه
1. از قبيله قريش، دشمن نامی پيامبر(ص) و دختر سردمدار مشرکان مکه بود که به اسلام گرويد و برای حفظ ايمان خود، به حبشه مهاجرت کرد.
2. در حبشه شوهر مسلمان او مرتدّ شد و ميان انبوهی از مشکلات و مصايب قرار گرفت.
3. پيامبر با ازدواج غيابی وی در حبشه، در سال هفتم هجری، تمامی اندوههای او را زدودند و وی به عنوان امالمؤمنين مهاجرت دوم خود را به مدينه آغاز کرد.
4. آثار سياسی اين ازدواج را میتوان از عکسالعمل ابوسفيان دريافت.
5. امحبيبه زنی وفادار و بسيار علاقهمند به پيامبر بود و هرگز روی خوش به ابوسفيان، پدر مشرک خويش نشان نداد. پس از پيامبر نيز در برافروختن آتش فتنه مشارکت نداشت.
6. از پيامبر فرزندی نداشته است.
11. صفيّة بنت حُيیّ بناخطب (م54ه··· )
صفية دختر حيی بناخطب يکی از رهبران يهوديان قبيله بنینضير در مدينه بود. پدر وی از دشمنان سرسخت و پر کينه نسبت به اسلام و پيامبر شمرده میشود. صفيه نخست با سلام بنمشکم ازدواج کرد و از او جدا شد، سپس با يکی ديگر از يهوديان از قبيله بنینضير به نام کنانة بنالربيع ازدواج کرد. صفية به دنبال دشمنی يهود بنینضير و بنیقريظه مجبور به ترک مدينه و سکونت در خيبر شد.
در جريان غزوه خيبر، پدر و شوهر صفيه به قتل رسيدند و اکثر يهوديان از جمله صفيه به اسارت مسلمانان در آمدند. پيامبر(ص) صفيه را که ميان اسيران بود، ميان پذيرش اسلام و يهوديت و پيوستن به قوم خويش مخير کرد. چون او اسلام را پذيرفت، حضرت وی را آزاد کرد و طبق ميل وی، او را به نکاح خود در آورد.
وی از جمله همسرانی بود که مورد رشک و حسادت عايشه قرار میگرفت. صفيه پس از پيامبر در فتنهها مشارکت نداشت، اگر چه به گفته مورخان در حادثه محاصره خانه عثمان، در دفاع از خليفه به تلاشهايی دست زد. صفيه در سال 50 يا 52 هجری در ايام خلافت معاويه به ديار ابديت شتافت و در بقيع به خاک سپرده شد.
نکات اساسی ازدواج
1. صفيه دختر رئيس يهود بنینضير، از دشمنان سرسخت پيامبر بود که پس از کشته شدن پدر و شوهر در جنگ خيبر به اسارت مسلمانان در آمد.
2. پيش از ازدواج با رسول خدا(ص) دو ازدواج داشت و شوهر خود را در جنگ خيبر از دست داد.
3. ازدواج پيامبر در سال هفتم هجری با دختر يکی از سران قبايل يهود، پس از کشته شدن رئيس و عدهای از آنها، و مسلمان شدن وی دارای آثار مهم اجتماعی و سياسی برای مسلمانان بود و از بينش سياسی و فطانت عميق آن حضرت حکايت میکند.
4. اگر چه صفيه از پيامبر فرزندی نداشت ولی ازدواج پيامبر با وی (که زنی مصيبتزده و تنها و بيوه و تازه مسلمان بود) برای او بسيار ارزشمند بود که میتوانست دردهای او را آرامش دهد.
از همين نکات راز ازدواج با او روشن میشود.
12. ميمونه دختر حارث (م51ه··· )
ازدواج پيامبر با وی در عمرة القضاء، سال هفتم هجری رخ داد. پدر ميمونه از اشراف قريش بود. وی در عصر جاهليت شش سال پيش از بعثت متولد شد.
وی با مسعود بنعمرو ازدواج کرد و رابطهای نزديک با خواهر خويش ام الفضل همسر عباس بنعبدالمطلب داشت. بر اثر اختلاف با شوهر خويش (که مشرک بود و از پيروزی مسلمانان در جنگ خيبر ناراحت شده بود) جدا شد و طلاق گرفت و با مردی ديگر با نام ابیرهم بنعبدالعزی ازدواج کرد. ميمونه که نام اصلی او مرّة بود، در مکه اسلام آورده بود ولی ايمان خود را کتمان میکرد اما در جريان عمرة القضاء ايمان خود را آشکار کرد و به وسيله عباس بنعبدالمطلب برای پيامبر پيغام فرستاد که تمايل به ازدواج با ايشان دارد. حضرت پيشنهاد او را پذيرفت. پيامبر(ص) که طبق مفاد صلح حديبيه بيش از سه روز نمیتوانست در مکه اقامت کند، از مکه بيرون رفته، در منطقه «سرف» (در ده مايلی مکه) خانهای برای ميمونه درست، و با او ازدواج کرد.
با ازدواج ميمونه و اعلان اسلام وی در آن موقعيت، عدهای از مشرکان قريش نيز به اسلام گرويدند و حتی بدون هجرت به مدينه در مکه آشکارا در برابر سران مشرک مکه، اظهار اسلام کردند.
ميمونه به مدينه هجرت کرد و وارد بيت نبوی شد. وی نيز از پيامبر فرزندی نداشت و پس از رحلت رسول اکرم(ص) در سال 51 هجری به ديار باقی شتافت و در همان منطقهای که حضرت ازدواج کرده بود، در «سَرَف»، مدفون شد.
نکات اساسی ازدواج
1. ميمونه زنی مهم از اشراف قريش بود که پيش از آن دو بار ازدواج کرده بود.
2. مدتها ايمان خود را در مکه کتمان میکرد و در سال هفتم هجری ميان انبوه دشمنان مشرک مکه، ضمن اعلان ايمان خويش، با عشقی که به پيامبر داشت، پيشنهاد ازدواج با حضرت را داد و خود را به حضرت بخشيد.
3. ازدواج ميمونه آثار اجتماعی مثبتی برای ايمان آوردن عدهای از مشرکان مکه داشت.
4. از پيامبر فرزندی نداشت ولی علاقه او به حضرت موجب شد پس از وفات در سال 51 هجری در همان جايی دفن شود که با رسول خدا(ص) وصلت کرده بود.
با دقت در ويژگیهای شخصی و خانوادگی ميمونه و زمانی که برای ازدواج با پيامبر انتخاب کرد، اسرار اين ازدواج آشکار میگردد.
13. مارية بنت شمعون القبطيه (م 16ه··· )
ماريه دختر شمعون قبطی مسيحی، و از سرزمين مصر است. در سال ششم هجری پيامبر(ص) نامه هايی را برای سران و پادشاهان کشورهای مختلف از جمله شاه مصر «مَقْوقِس» ارسال کرد. در پاسخ نامه حضرت، ملک مصر ضمن احترام به فرستاده رسول اعظم(ص) هدايايی را برای ايشان فرستاد، از جمله دو کنيز با نامهای ماريه و سيرين. اين دو به گفته برخی مورخان ميان راه مسلمان شدند. وقتی به مدينه وارد شدند، سيرين را به ازدواج حسّان بن ثابت شاعر در آوردند و پيامبر اکرم(ص) با ماريه ازدواج کرد. در حدود سال هفتم هجری «ماريه» غير از خديجه، تنها همسر رسول خدا است که از حضرت، حامله شد و ابراهيم را به دنيا آورد. همين امر، حسادت حفصه و عايشه را شعله ور کرد و مشکلات فراوانی را برای رسول خدا پديد آورد تا جايی که به گفته اهل سيره، ماريه را بر خود حرام کرد. ابراهيم در شيرخوارگی و شش ماهه بود که بيمار شد و از دنيا رفت. از پيامبر در فراق او نقل شده است:
«العين تدمع و القلب يحزن و لا نقول الاّ ما يرضی الربّ و انّا يا ابراهيم عليک لمحزونون؛ چشم میگريد و دل غمناک است اما جز آنچه پروردگار را خشنود کند، نمیگوييم! ای ابراهيم! ما به سبب نبودِ تو، غمگين هستيم». پس از مرگ ابراهيم، پيامبر همواره به خانه ماريه (که بيرون از شهر مدينه به نام مشربه ام ابراهيم بنا شده بود) میرفت. ماريه قبطيه پس از پيامبر تا سال 16 هجری در قيد حيات بود. در آن سال در ايام خلافت عمر، درگذشت و در بقيع به خاک سپرده شد.
نکات اساسی ازدواج با ماريه
1. ماريه کنيزی مسيحی از مصر بود که پادشاه آن ديار به پيامبر هديه کرد. وی پس از مسلمان شدن با پيامبر ازدواج کرد.
2. به غير از خديجه تنها همسر رسول اکرم است که از ايشان صاحب فرزند شده، گرچه در شيرخوارگی فرزند او از دنيا رفت.
3. از ويژگیهای منحصر به فرد ديگر ماريه، علاوه بر مورد بالا، آن است که تنها همسری است که اهل غير جزيرةالعرب و بيرون از منطقه حجاز است؛ به علاوه مذهب پيشين او مسيحيت بود.
4. با توجه به نکات بالا و عادات و اخلاق عربی که به پيوندهای قبيلگی اهميت میدادند، اين ازدواج از بُعد سياسی و اجتماعی، برای پيوند مسلمانان با اقوام مسيحی و مردم مصر، قابل توجه و دارای اهميت بسزايی است.
جدول مقايسه همسران
طبق آنچه مورخان و سيره نگاران ثبت کرده اند، سيزده مورد ازدواج پيامبر گزارش شد. برای آسان سازی امر و اينکه بتوان اين ازدواجها را بهتر مقايسه کرد و به راز و رمز هر يک بهتر پی برد، ازدواجها را در يک جدول میبينيم و آنگاه به جمعبندی و نتيجهگيری خواهيم پرداخت:
ازدواجهای پيامبرنامنام پدرتاريخ ازدواج با پيامبر(ص)تاريخ وفاتنام قبيلهمدت زندگی با پيامبر(ص)وضع تأهلويژگی شوهر قبلیفرزنددار شدن از پيغمبر(ص)ويژگی همسر
1خديجهخُوَيْلدسال 28 پيش از هجرت سه سال پيش از هجرتقريش25 سال (مرگ در زمان حيات پيامبر)به گفته مشهور بيوهفاطمهزهرا(س) و...ثروتمند و سرشناس، متمايل به ازدواج با پيامبر، اولين زن مسلمان
2سودهزمعهدو سال پيش از هجرت54 هجریقريشبيش از ده سالبيوهمسلمان و مهاجر به حبشهمهاجر به حبشه، مسنّ، بیسرپرست و يتيمدار، بیبهره از جمال
3عايشهابوبکرسال اوّل هجری57 هجری قريش ده سالباکرهخاستگاه بسياری از حوادث در زمان پيامبر و پس از او
4هند(امسلمه)اميّهسال دوم هجری62 هجریقريشنُه سالبيوهمهاجر به حبشه و مدينه و شهيدفهيم، با درايت و صاحب جمال و مؤثر در حوادث
5حفصهعمر بنخطابسال دوم هجری 45 هجریقريشنُه سالبيوهمهاجر به مدينه و مجروح و شهيدمشکلساز در خانه پيامبر، ازدواج بر اثر پيشنهاد پدر، يک بار طلاق توسط پيامبر
6زينبخزيمهسال سوم هجری3 هجری قريشچند ماه (مرگ در زمان پيامبر)بيوه شهيدامالمساکين در عصر جاهليت، بیسرپرست
7زينبجَحشسال چهارم هجری20 هجریقريششش سالمطلّقهپسرخوانده پيامبر مهاجر، دخترعمه رسول خدا، همسر پسرخوانده پيامبر
8جويريّهحارثسال پنجم هجری54 هجریبنی المصطلقپنج سالبيوهکشته به دست مسلمانانيهودی سابق، فرزند رئيس بنیالمصطلق اسير جنگی
9ريحانهزيدسال ششم هجری9 هجری بنینضيرچهار سال (مرگ در زمان پيامبر) بيوهاز اشراف بنیقريظهاسير جنگی، يهودی، يهودی سابق، بیسرپرست، مطلقه توسط پيامبر، از اشراف بنینضير
10رَمَله (امّحبيبه)ابوسفيانسال هفتم هجری44 هجریقريشسه سالبيوهمهاجر به حبشه و مرتدّمهاجر به حبشه و مدينه، ازدواج غيابی با پيامبر در حبشه، بیسرپرست و اسير جنگی
11صفيةحُيَّی بناخطبسال هفتم هجری54 هجریبنینضيرسه سالبيوهکشته به دست مسلمانانيهودی سابق، بیسرپرست و اسير جنگی
12ميمونةحارثسال هفتم هجری51 هجریقريشسه سالمطلقهاز مشرکان مکه بیسرپرست و شيفته پيامبر، از اشراف قريش
13ماريةشمعونسال هفتم هجری16 هجریقبطيّون مصرسه سالعذراءابراهيم کنيز، مسيحی، غريب
جمع بندی و نتيجه گيری
در مقام تجزيه و تحليل ازدواجهای متعدد پيامبر خاتم(ص) از زاويه نگاه ناظر و معرفت درجه دوم بيش از هر چيز، توجه به تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی، سياسی، آداب و رسوم عصر جاهليت و صدر اسلام با جوامع کنونی و فرهنگ و آداب اجتماعی جامعهای که در آن زيست میکنيم، يک ضرورت برای داوری و قضاوت عالمانه است. اگر در اکثر جوامع حاضر ـ به رغم تأييد و تجويز اسلام ـ چند همسری مرسوم نيست، بلکه در برخی جوامع امری زشت و ناپسند شمرده میشود (هر چند در برخی ملتها، تعدد ازواج امری ناپسند نيست) ولی در هر صورت در صدر اسلام، تعدد ازواج امری رايج و متعارف بوده است.
در صدر اسلام بسياری از تصميمات پيامبر مورد اعتراض نه فقط دشمنان و منافقان، بلکه حتی برخی از مسلمانان قرار میگرفت، نظير آنچه در صلح حديبيه، يا جنگ احد يا غنايم جنگ صفين رخ داد اما همواره ازدواجهای پيامبر(ص) مورد تأييد مسلمانان و دشمنان بود، به گونهای که حتی دشمنان سرسخت اسلام، همچون ابوسفيان لب به تأييد و تمجيد از آن میگشودند.
در جامعهای که رسول خدا میزيست، زنان از حقوق بسيار اندکی برخوردار بودند. ميان جاهليت زنده به گور کردن دختران يک عادت معروف و مورد تأييد بود و زنان در معرض هر گونه استثمار و سوء استفاده و بیحرمتی قرار داشتند.
حال با توجه به تفاوتهای عصر حاضر، با آن عصر، نکات اساسی و سرفصلهای مهم در چند همسری خاتم الانبياء را با توجه به مباحث گذشته و جدولی که ارائه گرديد، میتوان به شرح ذيل برشمرد:
1. محمد امين در جوانی و پيش از بعثت، تا ده سال پس از آن تنها يک ازدواج داشته، ربع قرن را با همان همسر زيسته است.
2. تعدد ازواج مربوط به پس از هجرت و تشکيل حکومت اسلامی، و هنگامی که اسلام بيش از هر زمان نيازمند پيوندهای عميق سياسی و اجتماعی است.
3. ميان اعراب به ويژه جزيرةالعرب پيوندهای قبيلگی، از مهمترين عوامل ثبات و تأمين امنيت، در عرصه مبارزه و هماوردهای اجتماعی است، به ويژه آنجا که بتوان با قبيلهای (که سابقه درگيری و جنگ و اختلاف حاکم بوده است) پيوند برقرار کرد و بدين وسيله دشمن ديرينه را تبديل به بازو و عضوی در مسير اهداف و تحقق آرمانهای خود قرار داد. در ازدواجهای رسول خدا اين حقيقت به خوبی مشهود است. حدود نُه ازدواج پيامبر با قريش از خانوادههای سرشناس و تأثيرگذار و اشراف بوده است. قريشی که سالها با پيامبر در مکه و در مدينه جنگيد و در نهايت دشمنی، تصميم جدی بر ترور پيامبر و نابودی اسلام داشت، اما حضرت با استفاده از يک رسم متعارف و پسنديده ميان اعراب، يعنی تعدد ازواج توانست به تأليف قلوب آنها اميدوار باشد و نه تنها از دشمنی آنها بکاهد، بلکه آنها را به دوستانی مورد اعتماد تبديل کند.
4. براساس آنچه در نکته پيشين گذشت، تعدادی از ازدواجهای پيامبر با يهوديان مدينه و اطراف آن قابل ارزيابی است.
زنان يهودی که از وابستگان سران قبايل و اشراف يهود بودند و نزديکان و همسران و عزيزان خود را در جنگ با مسلمانان از دست داده بودند، به عنوان غنيمت جنگی و کنيز به دست آنان افتاده بودند. اکنون به افتخار بزرگ همسری با مرد اوّل اسلام نايل میگشتند. بدين وسيله خونی که عامل فوران کينههای قبيلهای میتوانست باشد، با ازدواج پيامبر، نه تنها آتش آن فرو میرفت بلکه جوانههای دوستی از درون آن سر بر میکشيد.
5. بيشتر همسران پيامبر، زنان شهدا و بیسرپرست و مصيبتزده و شوهر از دست داده در نبرد با مسلمانان بودند که رها کردن آنها به حال خود، امری غير انسانی و چه بسا ناجوانمردانه بود امّا ازدواج با برترين انسان و خاتم پيامبران میتوانست گذشته از تسکين درد و آلام، بهترين نقطه ارزشمند و افتخارآميز برای آنان باشد، به گونهای که از شادی، تمامی رنجهای گذشته را فراموش کنند.
6. زندگی پيامبر با اين تعداد از زنانی که هر کدام متعلق به يک خانواده و يک آداب و رسوم بوده، هر کدام در سنی خاص و از جهت جمال متفاوت بودند، با توجه به حسادت و رشکی که به طور طبيعی در ميان زنان وجود دارد، از عظمت روحی و خُلق عظيم آن دردانه خلقت خبر میدهد که چگونه با همه آنها، به رغم تفاوت و تنوع شخصيتی، به عدالت رفتار میکند و حقوق هر يک را به نحو احسن ادا میکند به گونهای که در تاريخ نشانهای از اعتراض از اين جهت ديده نمیشود، علیرغم بیوفايیها و نامهربانیهايی که از ناحيه برخی از همسران، در تاريخ به اثبات رسيده است. مرحوم کاشف الغطا میگويد: «پيامبر نمونه برتر و دليل کامل و بارزی از نَفْس ملکوتی، وقار، پايداری، عدل و عدالت است. همگان میدانند چگونه برخی زنان، دل و جان مردان را به بازی گرفته، هر گونه بخواهند، آنها را به اختيار خود در میآورند. نيز برای همه معلوم است چه رقابت و آتش و دسيسه و حيلههايی ميان «هوو»ها وجود دارد! که رشته نظم خانواده را تهديد کرده، موجب ناآرامی داخل خانه است اما وجود مقدّس رسول خدا، در تمامی برخوردهايش، ناشناخته رفتار میکند، که نمونه والای خويشتنداری و رعايت عدالت ميان همسران میگردد، حتی سر سوزنی، از راه عدل و انصاف منحرف نمیشود.»
7. به رغم تعدد زوجات، وقتی زندگی بيرونی پيامبر و شئون و مناصب و مسئوليتهای فراوان ايشان ديده شود، گويا اين مرد بزرگ و سياستمدار اجتماعی و اين انسان عابد و شبزندهدار، اصلاً همسری ندارد.
عبادت و تهجد پيامبر که مأمور به انجام آن در هر شب بود، از يک سو، وظيفه تشريع احکام و تفسير و ابلاغ قرآن به مردم از سوی ديگر، نيز قضاوت ميان مردم، مديريت و اداره جامعه، جنگ و تدوين سياستهای داخلی و خارجی جامعه، تا ترسيم آينده اسلام و برنامهريزی برای تحقق تمدن اسلامی، از شمار مسئوليتهای گسترده خاتمالانبيا بود که در کنار همه آنها تعدد ازواج حضرت نيز وجود دارد. آيا بر اين همه بزرگی و عظمت چه نامی میتوان نهاد؟
8. اين حقيقت و نکته تاريخی را نيز نبايد فراموش کرد که در مکه، مشرکان قريش در آغاز بعثت و دعوت، به پيامبر پيشنهاد تزويج و به همسری در آوردن دختران خود را داده بودند، مشروط به اينکه پيامبر رحمت از دعوت خود دست بشويد و اما رسول خدا تمامی پيشنهادها را، به چيزی نگرفت و در مسير رشد کلمة اللّه و ابلاغ رسالت، تمامی ناملايمات و سختیها را بر خود هموار کرد.
9. با اين همه پيامبر به امر الهی خطاب به زنان خويش فرمود:
«يا ايها النبی قلْ لأزواجک إنْ کنتنّ تردْنَ الحياةَ الدنيا و زينتها فتعالَين اُمتّعکنّ و اُسرّحکنّ سراحا جميلاً و إنْ کنتنّ تردن اللّه و رسولَه و الدار الآخرة فانّ اللّه اعدّ للمحسنات منکنّ اجرا عظيما؛
ای پيامبر! به همسرانت بگو: اگر خواهان زندگی دنيا و زينت آنيد، بياييد تا مَهرتان را بدهم و خوش و خرّم شما را رها کنم اما اگر خواستار خدا و فرستاده وی و سرای آخرتيد، پس خدا برای نيکوکاران شما پاداش بزرگی آماده گردانيده است.» (احزاب/ 29 ـ 28)
اين آيه به خوبی نشان میدهد که پيامبر همسران خويش را ميان طلاق و رهايی (با انتخاب زندگی دنيا و زينتهای آن) از يک سو و انتخاب خدا و رسول و زندگی آخرت از سوی ديگر مخير کرده بود. آنها به انتخاب خويش به زندگی با حضرت ادامه دادند.
به علاوه از اين آيه میتوان فهميد که زندگی در بيت النبی، آسان و سرشار از مواهب دنيوی و لذتهای آن نبوده است. اگر کسی بپندارد چند همسری (تعداد ازواج) حضرت خاستگاه و ريشه لذتجويی و شهوتپرستی و دنياخواهی دارد، خطايی بزرگ و داوری ناهمخوان با حقايق تاريخی است.
حقايق تاريخی و مستندات برگرفته از سيره، شاهد است که تعدد ازواج پيامبر، ريشه در ايثار، خُلق عظيم و فرمانبرداری آن وجود بزرگ از دستورهای الهی، همراه با خردگرايی، آگاهی و سياستمداری حضرت از يک سو و عدالت مَثَلزدنی ايشان از سوی ديگر دارد. هرگز انسانهای عافيتطلب که در انديشه زندگی راحت و آسوده میباشند و به آرمانها و اهداف والای انسانی و الهی نمیانديشند، آمادگی اين قبيل تکاليف سخت و طاقتفرسا و جانکاه را نخواهند داشت.
نامها و عناوین حضرت محمد
نام عربی «محمد» به معنای «قابل ستایش» یا «ستوده»، که چهار بار در قرآن تکرار شدهاست، رایجترین نام پیامبر اسلام است. محمد اسامی بسیار دیگری دارد، از جمله «اسامی مقدس» که به باور مسلمانان توسط خداوند به او بخشیده شده و در موقعیتهای متفاوت به آن نامها خوانده شدهاست. از بین این نامها، «احمد» (مورد ستایشترین) به عنوان نام آسمانی و باطنی پیامبر، بیشتر مورد توجه بوده و باور دانشمندان اسلامی طی قرون متمادی بر این بوده است که وقتی عیسی از فرمانروایی فارقلیط (پاراکلتوس) در آینده سخن میراند، به احمد اشاره دارد.همچنین قران برای خطاب قرار دادن پیامبر، از برخی دیگر از اسامی چون: نبی (پیامبر)، رسول (فرستاده)، طاها (تطهیرکننده پاک و راهنما)، یاسین (مرد کمال)، مصطفی (برگزیده)، عبدالله (بنده عالی خدا)، حبیبالله (محبوب خدا)، ذکرالله (یادآور خدا)، امین (مورد اعتماد)، سراج (روشنگر راه راست)، منیر (روشنگر جهان)، هدی (رهنمای حقیقت)، غیاث (یاری کننده)، بشیر (هشدار دهنده)، نذیر (یادآور)، مذکّر (تذکردهنده)، شهید (گواه) و مبشر (حامل خبر خوش)، بهره میجوید. گاهی محمد، با توجه به موقعیت او در هنگام وحی، با نامهایی مورد خطاب قرار گرفتهاست: بهطور مثال او در قرآن در آیات ۷۳:۱ و ۷۴:۱، مزمل و مدثر خوانده شده که به معنی «جامه بهخود پیچیده» میباشد.گر چه قرآن در برخی جاها تفاوت قائل شدن بین پیامبران را منع میکند، ولی در آیه ۴۰ سوره ۳۳، محمد را «خاتم النبیین» میخواند.
محمد در اروپا، به طور گستردهای با قالبهای گوناگونی از این نام، شناخته شدهاست. مانند Mahumet، Mahon، Mahomés، Mahun، Mahum (همگی در فرانسه)، Machmet (آلمانی) ، Maúmet (ایسلندی قدیم) و Μουάμεδ/Mouámed ، Μωάμετ/Mōámet (همگی در یونانی).


