تبليغاتX
پيامبر اعظم
 

پیامبر و حوزه نظامی

قريش كه بعد از جنگهاي فراوان به قدرت نظامي پيامبر(ص) پي مي‌برد، بزرگترين تصميم نظامي خودرا به اميد يكسره كردن كارايشان مي‌گيرد وتمامي هم پيمانان خود را براي نبرد با پيامبر(ص)آماده مي‌كند.تجمع اين گروهها براي جنگ با پيامبر(ص) آن قدرزياد بودكه اين نبردبه جنگ احزاب ناميده شد.رسول‌خدا(ص)براي مقابله با دشمن، دستور كندن خندق را دادند كه به تعويق افتادن جنگ منجر شد. (طبرسي، 1375، ص 1173)

استقامت و صبر و بردباري پيامبر(ص) و القاي آن به مسلمانان باعث شد تا زمان محاصره به طول بينجامد و فرقه‌اي فراوان در بين دشمنان به وجود آيد و علي‌رغم قدرت چشمگير قريش، مسلمانان در اين جنگ به پيروزي برسند. اين خود بيانگر آن است كه پيامبر اسلام(ص) با حداقل امكانات ولي با استقامت و بردباري توانسته‌اند بر دشمناني كه تا بن دندان مسلح بودند، پيروز شوند.

آن حضرت همواره تلاش مي‌كردند تا مسلمانان بر اثر پيروزي‌هاي به دست آمده دچار غرور نشوند؛ چرا كه غرور بي‌جا موجبات تباهي را فراهم خواهد كرد. در جنگ حنين كه پس از فتح مكه رخ داد، بر اثر غرور برخي از سپاهيان اسلام و كم تجربگي تعداد تازه مسلمان و نيز كمين دشمن، لشكر اسلام وحشت‌زده در آستانه شكست قرار گرفت و به اطراف پراكنده شد و در نتيجه، رسول خدا(ص) و چند تن از ياران وفادارش در معرض حملة دشمن قرار گرفتند كه البته با توكل به خدا و شجاعت و دلاوري و جنگ دليرانة سپاهيان اسلام، جنگ به نفع مسلمانان تغيير كرد. در اين جنگ نيز استقامت و تيز بيني پيامبر اعظم(ص) مسلمانان را از يك شكست حتمي نجات داد.

نكتة قابل توجه در حوزة استقامت نظامي آن حضرت، استقامت در جهت رعايت اجراي قانون است. رسول گرامي اسلام(ص) به عنوان قانون‌گذار، حافظ و نگهدار قانون، هرگز اجازه نمي‌داد نيروهاي تحت امرش نقض قانون كنند؛ چرا كه خود در حفظ و اجراي آن هميشه پيشگام بود.

در جنگ بني‌قريظه پس از چيره شدن سپاه اسلام بر يهوديان و كشتن خيانتكاران و به اسارت گرفتن بقيه، اموال زيادي از آنان به غنيمت مسلمانان درآمد. برخي همسران پيامبر(ص) از آن حضرت خواستند بخشي از آن همه ثروت و طلاهاي غنيمت گرفته را به آنها اختصاص دهد؛ اما رسول خدا(ص) تن به خواستة آنان نداد. آيات 28 تا 35 سورة احزاب به همسران پيامبر(ص) هشدار فرمود كه اگر خواهان خدا و پيامبر(ص) و سراي آخرتند، بايد به زندگي زاهدانه قناعت كنند و تخطي را از پيامبر(ص) مطالبه نكنند. (طوسي، 1409، ج 8، ص 334-332)

رسول اكرم(ص) به لشكري از مسلمانان مأموريت جنگي داد و فردي از انصار را به فرماندهي آن برگزيد. فرمانده در بين راه بر سر موضوعي بر نيروهاي تحت امر خود خشم گرفت و دستور داد هيزم فراواني جمع كنند و آتش بيفروزند. همين كه آتش برافروخته شد، گفت: آيا رسول خدا(ص) از شما نخواسته است كه به اوامر من گردن نهيد؟ گفتند: بلي. گفت: فرمان مي دهم همه خود را در اين آتش بيفكنيد. آنان امتناع كردند. وقتي رسول خدا(ص) از اين ماجرا اطلاع يافت، بر فرمانده برآشفت و فرمود: اطاعت در موردي است كه فرمانده در چارچوب قانون دستور بدخد. (جمعي از نويسندگان، بي‌تا، ص8-4؛ به نقل از: صحيح مسلم، ج6، ص16)

آنچه در سيرة نظامي آن حضرت بايد به آن توجه ويژه داشت اين است كه پيامبر اعظم(ص) در دادن مسئوليتهاي نظامي به جوانان هرگز ترديد نمي‌كرد. رسول گرامي اسلام(ص) در يكي از حساس‌ترين لحظات عمر با بركت خويش، آنگاه كه لشگركشي به سرزمين روم را به خاطر وضعيت جسمي و روحي خود امكان‌پذير نمي‌دانست، تلاش كرد فردي را با انرژي و مديريت بالا به فرماندهي برگزيند. از اين رو، اين مسئوليت مهم را به جواني 18 ساله (اسامه بن زيد) واگذار كرد. در صورتي كه در جمع آن لشگر، افرادي با تجربه و مسن تر نيز بودند. ولي رسول خدا(ص) با تكيه بر نيروي عظيم جواني، مسئوليتي به اين مهمي را به اسامه بن زيد واگذار فرمود.

حضرت رسول(ص) در هر شرايطي سعي مي‌كردند عزت و عزت‌مداري خويش و مسلمانان را حفظ كنند. همان عزتي كه خداوند بزرگ در قرآن كريم مي‌فرمايد: "ولله العزه و لرسوله و للمومنين" (منافقون، آيه 8) (عزت از آن خدا و از آن رسول خدا و از آن مؤمنان است.)

رسول خدا(ص) عزت خود را در ساية عبوديت و در پرتو لطف الهي مي‌دانست و مؤمنان را براي رسيدن به آن ترغيب و تشويق مي‌فرمود. عزت‌مداري و عزت‌مندي در تمامي ابعاد زندگي پيامبر اعظم(ص) جريان داشت و از اصول جدا نشدني و خدشه ناپذيرشان به حساب مي‌آمد. در دوران مكي و آن زمان كه مشركان براي خاموش كردن مشعل اسلام به هر دري مي‌زدند و به هر پيشنهادي از جمله واگذاري رياست، اموال، دختران زيبارو و ... متوسل مي‌شدند تا پيامبر(ص) عزت و عزت‌مداري را به خود وابسته كنند تا از اعتقادات خويش دست بردارد، آن حضرت در برابر همة اين پيشنهادها، با بزرگ منشي و عزتمندي استقادمت كرد و حتي حاضر نشد يك قدم از اعتقادات خويش عقب نشيني كند.

بعد از تشكيل حكومت اسلامي در مدينه كه با شروع تهاجمات سنگين دشمن روبه رو بود، علي‌رغم در مضيقه بودن از لحاظ اقتصادي و نظامي، ذره‌اي ضعف و سستي از خود نشان نداد و دست نياز به سوي دشمن دراز نكرد. حتي در يكي ازجنگها پيشنهاد كمك گرفتن از گروهي ديگر از مشركان را با توجه به نياز مبرم به آنها، به شدت رد كرد.

رسول گرامي اسلام(ص) در هنگام شكست ظاهري از دشمن نيز حاضر نبود مسلمانان در برابر دشمنانشان، احساس ذلت و وابستگي كنند. از اين رو، در جنگ احد پس از پيروزي دشمن، دربرابر شعار ابوسفيان كه با ايجاد جنگ رواني دستور داده بود نيروها فريا برآورند: "سربلند باد هبل" و با اين كار وانمود كنند شكست مسلمانان به خاطر خداپرستي و پيروزي آنها به خاصر بت‌پرستي بوده است، پيامبر(ص) دستور فرمود فرياد برآورند: "خداوند برتر و بزرگ تر است" و با اين تدبير، اجازه نداد دشمن از موقعيت به وجود آمده سوء استفاده و عزت مسلمانان را خدشه‌دار كند.

عزت‌مداري در سيرة پيامبر اعظم(ص) مي‌تواند الگوي مناسبي بر حاكمان حكومت اسلامي در مقابله با دشمنان براي حفظ و اقتدار ملت مسلمان باشد؛ چرا كه استكبار جهاني در عصر ما نيز مي‌كوشد سياست وابستگي جهان اسلام را به خود پياده كند.

ملت ايران پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و در دوران 8 سال دفاع مقدس، همواره تلاش كردند تا در برابر زورگويي‌ها و قلدر مأبي‌هاي سردمداران زور و ناداني، از خود استقامت نشان دهند و عزت خويش را با توكل به خداوند قادر حفظ كنند. نتيجة اين استقامت، خوار و ذليل شدن دشمنان در عرصه‌هاي بين المللي و عزت و بزرگ منشي ملت بزرگ ايران در عرصه‌هاي گوناگون است.

دورانديشي و تحليل و ارزيابي مسائل نظامي با ديدگاه سياسي جهت حفظ عزت و سربلندي مسلمانان، بسيار مورد توجه رسول حق بود. ابتدا همة احتمالات را مورد بررسي قرار مي‌داد و بعد تصميم‌گيري مي‌كرد. در جريان صلح حديبيه با آنكه بيشتر سپاهيان با قرارداد صلح مخالف بودند، حضرت رسول(ص) كه آيندة كار را روشن و موفقيت‌آميز ارزيابي مي‌كرد و مي‌دانست با پذيرش صلح، عزت مسلمانان حفظ خواهد شد، آن را پذيرفت. البته بعدها در مسير حوادث معلوم شد كه تصميم حضرت پس از سنجيدن و ارزيابي همه جانبه صورت گرفته است. پيامبر محبت و مهرباني در مسائل نظامي با فرماندهان سپاه خود مشورت مي‌كرد و به نظرشان احترام مي‌گذاشت و به آنان محبت مي‌نمود و هيچ‌گاه اشتباه فردي را در جمع و با صداي بلند به نحوي كه عزتش مورد خدشه قرار بگيرد به او متذكر نمي‌شد و همواره براي شخصيت فردي آنان ارزش فوق العاده‌اي قائل بود.

در سيرة نظامي آن حضرت به وضوح پيداست كه ايشان مي‌كوشيد تا جنگها با كمترين تلفات جاني و مالي همراه باشد. از اين رو، تعرض به غير نظاميان و ويران ساختن مزارع، نخلستانها و آبادي‌ها را روا نمي‌شمرد و دست رزمندگان پيروز را براي چپاول نمي‌گشود. آنگاه كه لشگر اسلام به فرماندهي پيامبر اعظم(ص) بر سر سخت‌ترين دشمنان اسلام كه يهوديان خيبر بودند پيروز شدند، اجازه نداد تا مزارع و كشتزارهاي آنها را نابود و ويران كنند؛ بلكه دستور داد مزارع و ... در اختيار همانها بماند تا به كشت و درآمد بپردازند و مقداري از آن درآمد را به عنوان "جزيه" به حكومت اسلامي بدهند. با اين كار، هم محبت و رأفت اسلامي را به آن نشان داد و هم عزت آنان را به عنوان يك انسان حفظ كرد.

نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 18:57 | لينک ثابت |