رسول گرامي اسلام(ص) در تبليغ دين مبين اسلام از هيچ تلاش و كوششي دريغ نفرمودند و همواره در برابر معضلات سر راه خود، مقاومت و صبر پيشه ميكردند. وجود مباركشان آنچنان پر از رحمت و مهرباني و عطوفت بود كه ايشان را مظهر رأفت خداوند و كانون محبت و مودّت براي همه مردم كرده بود. آن چه وجود پيامبر(ص) را از ديگران متمايز كرده بود اين بود كه مهرورزي و رحمتشان مختص به مسلمانان و خواص نبود، بلكه به مسلمانان و غيرمسلمانان محبت ميكرد؛ چرا كه خداوند بزرگ مي فرمايد: "و ما ارسلناك علي رحمه للعالمين" (انبيا، آيه 107) (و ما تورا جز رحمتي براي جهانيان نفرستاده ايم.)
شكيبائي واستقامت آن حضرت دربرابر زخمزبانها به همراه نگاه محبت آميزشان، چهرة زيبايي از دين را به نمايش گذاشته كه خود تبليغ زواياي مختلف دين است.
"فيما رحم من الله لنت لهم ولوكنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك" (آل عمران، آيه 159)(پس تو به لطف و رحمت الهي با آنان نرمخو شدي و اگر درشتخوي و سخت دل بودي بي شك از دور تو پراكنده مي شدند.)
اوج رأفت و مهرباني پيامبر اعظم(ص) در تبليغ دين اسلام و استفامت در برابر كج فهميها را ميتوان از آيه ذيل فهميد: " فلعك باخع نفسك علي آثارهم ان لم يؤمنوا لهذا الحديث اسف" (سورة كهف، آية 6) (چه بسا تو از پي اعراض آنها، اگر به اين گفتار ايمان نياوردند، خود را از اندوه هلاك كني.)
خداوند در اين آيه آن حضرت را خطاب قرار ميدهد كه اين قدر برخود سخت نگيرد و خود را به رنج و عذاب نيندازد كه اگر آنان ايمان نياوردند از غم و غصه و شدت اندوه از دار دنيا بروند.
در جنگ احد وقتي كه دندان آن حضرت را شكستند و صورتشان را مجروح كردند، اصحاب از ايشان خواستند تا نفرين كنند. ولي آن حضرت در برابر اين خواسته، مقاومت كردند و فرمودند: "اني لم ابعث لعانا ولكني بعثت داعيا و رحمه" (من نه براي نفرين، بلكه در مقام صاحب دعوت و كانون محبت مبعوث شدم.)
آنگاه دست به دعا برداشت و از كوته نظري مردم عذرخواهي كرد و فرمود: (خدايا قوم مراهدايت كن؛زيرا اينان نادانند و ازسرجهل برمن ستم رواداشتند.)(بلاغي، 1359، ص10)
همو ميگويد: اگر يكي از دوستان پيامبر اكرم(ص) دو روز غيبت ميكرد، احوال او را ميپرسيد. اگر غايب بود، برايش دعا ميكرد و اگر حاضر بود به ديدنش ميرفت و اگر مريض بود، از او عيادت ميكرد. (طبرسي، 1420، ص 19)
معمار كبير انقلاب، حضرت امام (ره) در مورد عطوفت و استقامت پيامبر ميفرمايد: "پيغمبر اسلام(ص) همانطور كه براي مؤمنين رحمت و دلسوز بود، براي كفار هم بود، دلسوز بود براي كفار؛ يعني متأثر ميشود كه اين كفار به كفر خودشان باقي باشند و منتهي به آتش جهنم بشوند. (دعوتش براي اين بود كه نجات بدهد اين اشخاص كافر را)، آن اشخاص عاصي را. خداي تبارك و تعالي خطاب ميفرمايد كه: "مثل اينكه ميخواهي خودت را بكشي براي اينها كه اينها ايمان نياوردند." متأثر بود كه اينها چرا ايمان نياوردند، اينها چرا نجات پيدا نميكنند." (امام خميني، 1361، ج 7، ص 259)
استاد مرتضي مطهري (ره) در اين خصوص مي فرمايد: "در خانواده مهربان بود، نسبت به همسران خود هيچگونه خشونتي نميكرد و اين برخلاف اخلاق و خوي مكّيان بود. بد زباني برخي از همسران خويش را تحمل ميكرد، تا آنجا كه ديگران از اين همه تحمل رنج مي بردند... ". "او با فرزندان و با فرزند زادگان خود فوقالعاده عطوفت داشت و مهربان بود. به آنها محبت ميكرد. روي دامن خويش مينشاند، بر دوش خودش سوار مي كرد، آنها را ميبوسيد و اينها همه برخلاف خلق و خوي رايج آن زمان بود."
"روزي در حضور يكي از اشراف، يكي از فرزند زادگان خويش (امام حسن مجتبي(ع)) را بوسيد. آن مرد گفت: دو پسر دارم و هنوز حتي يك بار هيچ كدام از آنها را نبوسيدهام. فرمود: "من لايرحم لايرحم"؛ (كسي كه مهرباني نكند، رحمت خدا شامل حالش نمي شود.)
"نسبت به فرزندان مسلمين خود مهرباني ميكرد... نسبت به بردگان، فوقالعاده مهربان بود. به مردم ميگفت: اينها برادران شمايند. از هر غذا كه ميخوريد به آنها بخورانيد و هر نوع جامه كه ميپوشيد آنها را بپوشانيد. كار طاقت فرسا به آنها تحميل مكنيد. خودتان در كارها به آنها كمك كنيد. ميگفت: آنها را به عنوان بنده يا كنيز خطاب نكنيد؛ زيرا همه مملوك خدائيم و مالك حقيقي خداست. ميگفت: آنها را به عنوان "فتي" (جوانمرد) يا "فتاه" (جوانزاده) خطاب كنيد." (مطهري، 1368، ص 173-171)


